خرید بک لینک
مرا یک حس مبهم لحظه لحظه می کشد سویتبه دنیایی نمی بخشم، عزیزم تاری از مویت از این خواب و خیال خوش، چگونه زنده برخیزمکه بودم در حریرِ خواب خود بازو به بازویتاز این که بی نهایت دوستت دارم چه میدانی؟چه میدانی چه حالی می شوم با دیدن رویتاز این که تا می آیم، بشکنم قفل سکوتم راخودت را می کنی مشغول بازی، با النگویتاز این که تا می آیم سردی از حرف تو می ریزداز اینکه عشق من وزنی ندارد در ترازویتنه دیگر، زل زدن در لذت چشم تو ممکن نیستپلنگ سرکشی خوابیده در چشمان ترسویتبدون با تو بودن، مرگ، از این زندگی بهت

برچسب: نویسنده: رها کوهی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 7:18

صفحه بندی